اندیشکدههای بینالمللی در مورد انسجام ایران چه میگویند؟
به گزارش روابط عمومی اندیشکده تحکیم انسجام اجتماعی جهاددانشگاهی، در این گزارش وضعیت انسجام اجتماعی ایران بر پایهی چهارده گزارش، مقالهی پژوهشی، یادداشت تحلیلی و نظرسنجی منتشرشده در فاصلهی سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ بررسی میشود. این منابع، از جمله مجلهی فارینافرز، اندیشکده چتمهاوس، دانشگاه دورهام، بنیاد کارنگی ومؤسسهی استیمسون، به تحولات مرتبط با جنگ دوازدهروزه، رویدادهای زمستان ۱۴۰۴ و جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران از فوریهی ۲۰۲۶ پرداختهاند و با وجود تفاوت در رویکرد، جایگاه نهادی و موضع سیاسی، تصویری همگرا از ظرفیتهای انسجام اجتماعی ایران ارائه میکنند.
یافتههای این مطالعات نشان میدهد فشار همزمان نظامی، اقتصادی و رسانهای، برخلاف انتظار برخی بازیگران خارجی، نه به فروپاشی اجتماعی و سیاسی ایران انجامید و نه به شکلگیری خیزشی همگانی علیه حاکمیت منجر شد. در مقابل، جامعه و ساختار حکمرانی ایران در سطوح مختلف، از هویت ملی و ظرفیت نهادی تا آیینهای جمعی و اجماعهای فراحزبی، نشانههایی از همبستگی و تابآوری بروز دادند. این ظرفیتها را میتوان در چند محور مرتبط بررسی کرد؛ محورهایی که در کنار یکدیگر ابعاد گوناگون انسجام اجتماعی را نشان میدهند.
همگرایی ملی در برابر تهدید خارجی
نخستین و پرتکرارترین یافته در اندیشکده های دنیا به این نکته اشاره دارد که شکلگیری اثر همگرایی پیرامون پرچم در آغاز درگیریها به وضوح دیده میشود. با آغاز حملات، اولویت افکار عمومی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی به حفظ امنیت و تمامیت کشور تغییر کرد و اختلافات سیاسی تا حد زیادی در سایهی ضرورت دفاع از میهن قرار گرفت. فراخوان های خارجی برای قیام مردمی علیه حاکمیت به اعتراضات گستردهای نینجامید و فرضیهی اندیشکده های بین المللی مبنی برفروپاشی سریع انسجام داخلی زیر فشار نظامی رخ نداد. عامل مهم در این همگرایی، تمایز جامعه میان مخالفت با سیاستهای حکومت و حمایت از فشار خارجی بود. بخش قابلتوجهی از شهروندان، حتی در میان منتقدان، حملهی خارجی را تهدیدی علیه کشور و آیندهی خود میدانستند و نگرانی از پیامدهای جنگ، یعنی ناامنی، آسیب به زیرساختها و بیثباتی طولانیمدت، احساس مسئولیت نسبت به حفظ انسجام ملی را تقویت کرد. شواهد رفتاری نیز در همین جهت است: جامعه در دوران جنگ از نیروگاهها و زیرساختهای کشور محافظت کرد و مفهوم شهادت بهعنوان ارزش ملی دیده شد. مقایسه با سایر کشورها اهمیت این یافته را روشنتر میکند. در ایالات متحده، جنگ از نگاه بخش بزرگی از افکار عمومی انتخابی تلقی شد و اجماع ملی گستردهای پدید نیاورد؛ در اسرائیل همگرایی بیشتر ماهیتی موقتی و امنیتی داشت؛ و در امارات متحدهی عربی انسجام بر اعتماد به مدیریت بحران استوار بود. اما در ایران، ادراک حملهی خارجی بهعنوان تهدیدی علیه کشورمنجر به همگرایی شد.
تابآوری نهادی و پایداری عرصهی داخلی
در بررسی اندیشکده های دنیا بر پایهی بیشتر شاخصها، عرصهی داخلی ایران در جریان جنگ باثبات ماند و حاکمیت توانست کنترل مؤثر بر مراکز کلیدی و فضای عمومی را حفظ کند. سه رکن انسجام نهادی، ظرفیت امنیتی و انضباط نخبگان حاکم، که شرط بقای هر نظام در برابر فشار خارجی بهشمار میروند، همچنان برقرار بود. کارکرد دولت نیز با اتکا بر راهبردهای نامتقارن و انسجام نهادی کافی ادامه یافت و ایران ظرفیتی از انعطافپذیری نشان داد که طراحان جنگ آن را دستکم گرفته بودند. حتی این برداشت مطرح شده است که فشار خارجی ممکن است برخی از همان نهادهایی را که هدف تضعیفشان بود، مستحکمتر کرده باشد.
بازتعریف هویت جمعی و گسترش پایگاه اجتماعی
در تحلیل اندیشکدهها یکی دیگر از علل انسجام اجتماعی ایران همگرایی فزاینده هویت ملی در کنار هویت ایدئولوژیک است. در روایت رسمی، حفظ وحدت وظیفهای ملی تعریف میشود. رسانههای رسمی بر «ایران» بهعنوان کانون وحدت، امید بهجای ترس، شفافیت بهجای پنهانکاری و گفتوگو بهجای دستور تکیه کردهاند. نمادهایی مانند سرود «ای ایران»، تصاویر آرش کمانگیر، نمایشگاههای هنری دربارهی زنان درهمین راستا ارزیابی شدهاند. بر پایهی چارچوب تازه، مشروعیت در کنار هویت دینی، بر توانایی اثباتشدهی حکومت در دفاع از کشور و بازسازی آن استوار میشود و هدف آن جذب بخشهایی از جامعه است که پیشتر فاصله داشتند، بهویژه جوانان و طبقهی متوسط شهری. در سطح اجتماعی نیز روایتی که بر ملیگرایی بنا شده، رو به گسترش است. ادغام مضمون مذهبی و ملی در روایتی مشترک از بقا و وحدت، مرزهای هویتی را نرم کرده است. در چارچوب دیگری، هویت جمعی ایران حاصل فرایندی دانسته شده است که حافظهی تاریخی، مذهب شیعه و مفهوم مقاومت را به هم میپیوندد و میان «خودی» و «تهدید بیرونی» مرز روشنی میکشد. در این چارچوب، آیینهایی مانند عاشورا، اربعین، نماز جمعه، آموزهی انتظار ظهور، مفاهیم فداکاری و صبر را به فرهنگ سیاسی پیوند میزنند، تحمل سختیها و امید به آینده را تقویت میکنند و شبکهای از وابستگیهای اجتماعی برای بخشی از جامعه فراهم میآورند. نشانههای دیگری که بر اهمیت انسجام در گفتمان رسمی دلالت دارد، ضرورت بازتاب دیدگاههای متنوعتر در رسانهی ملی و بازسازی اعتماد عمومی است که توسط برخی اندیشکده ها عنوان شده است
بسیج نمادین و ظرفیت سازمانی در سوگ ملی
در تحلیل اندیشکدهها یکی دیگر از علل انسجام اجتماعی مراسم تشییع رهبرشهید میباشد، این مراسم پس از یک هفته عزای عمومی، نمونهای از ظرفیت بسیج جمعی حول نمادی مشترک است. در تحلیل اندیشکده ها ذکر شده بنا بر اعلام منابع رسمی ایران، بیش از پانزده میلیون نفر تا روز سوم در راهپیماییهای تشییع حضور یافتند و تصاویر جمعیت گسترده در نماز در قم در رسانههای داخلی و بینالمللی منتشر شد. مراسم همزمان در شهرهای مختلف ایران و عراق برگزار شد و توان سازمانی حکومت و شبکههای منطقهای آن را نشان داد. این بسیج در میانهی فشار اقتصادی مزمن رخ داد و نشان میدهد ظرفیت فعالسازی ا جمعی در شرایط بحرانی همچنان برقرار است. حضور هیئتهایی از بیش از هفتاد کشور نیز شبکهی گستردهی ارتباطات منطقهای و بینالمللی ایران را نمایان ساخت.
اجماعهای فراحزبی در سطح جامعه
در تحلیل اندیشکدهها یکی دیگر از دادههایی که تایید کننده انسجام اجتماعی ایران است نشان میدهد که حتی در میان منتقدان، لایهای از همبستگی حول هویت و منافع ملی ایران وجود دارد. نتایج پیمایش بیانگر آن است که شعارهای حول محور ایران بالاترین سطح موافقت را دارد و شعارهایی که بر تمامیت ارضی تأکید دارند نیز مورد حمایت گسترده قرار گرفتند. اکثریت قاطع پاسخدهندگان توافق اخیر آمریکا و جمهوری اسلامی را مغایر با منافع مردم ایران دانستند، و این ارزیابی در میان طیفهای مختلف سیاسی مشترک بود؛ بخش بزرگی از جامعه از شعارها و گفتمانهایی که با تشدید درگیری یا مداخلهی نظامی خارجی گره خوردهاند فاصله گرفت، که نشان میدهد مشکلات اقتصادی به معنای اقبال به تشدید جنگ نیست. با تحلیل نظر اندیشکده های دنیا حفظ و تقویت انسجام اجتماعی در ایران به برنامهای چندلایه نیاز دارد که در مجموع، رویکردی که ظرفیتهای موجود انسجام اجتماعی را در ابعاد هویتی، نهادی، نمادین و اجتماعی به رسمیت بشناسد میتواند به ایجاد جامعهای باثباتتر و همبستهتر کمک کند.
منابع
[۱] باجغلی، نرگس و نصر، ولی. «استراتژی کلان جدید ایران: جمهوری اسلامیِ بازسازیشده چگونه خاورمیانه را دگرگون میکند». مجلهی فارینافرز، ۳ ژوئن ۲۰۲۶.
[۲] کوهیاصفهانی، مرضیه. «ایران چگونه تشییع علی خامنهای را به ابزاری سیاسی و دیپلماتیک بدل کرد». دانشگاه دورهام، ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶.
[۳] بصیری تبریزی، انیسه. «خیال خام پشت جنگ با ایران». مؤسسهی سلطنتی امور بینالملل (چتمهاوس)، ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶.
[۴] نعمتیانمنعمی، رحیمه؛ گلاره، شاهین و ماکولان، نلسون. «جنگ شناختی، فشار ترکیبی و تابآوری حاکمیتی: چارچوبی از پژوهش در عملیات، کاربردیشده در مورد ایران (۲۰۱۷–۲۰۲۶)». پایگاه پیشچاپ arXiv، شناسهی ۲۶۰۷.۰۱۸۹۴.
[۵] مالکی، عمار. «نگرش ایرانیان نسبت به جنگ ۱۲ روزه». گروه تحلیل و سنجش نگرشها در ایران (گمان)، نوامبر ۲۰۲۵.
[۶] گمان (گروه مطالعات افکارسنجی ایرانیان). «نگرش ایرانیان به اعتراضات دیماه و جنگ سیونهروزه». تیر ۱۴۰۵.
[۷] کنرادت، الیور. «آخرین ابتکار راهبردی جمهوری اسلامی ایران: پروژهی ناکام برای ایجاد انسجام ملی». Global Policy Journal، ژوئن ۲۰۲۶.
[۸] الکساندر، کریستیان. «از واشنگتن تا تهران: اثرات همگرایی پیرامون پرچم در عصر منازعات منطقهای». Small Wars Journal، ژوئیه ۲۰۲۶.
[۹] داویدی، آوی. «ایران میان ثبات داخلی و فشار خارجی». مؤسسهی استراتژی و امنیت اورشلیم، ۳۰ مارس ۲۰۲۶.
[۱۰] میز ایران و سوریهی مرکز اورشلیم برای امنیت و امور خارجی. «ایران وعدهی اتحاد میدهد، اما با شروطی همراه است». ۳۰ اوت ۲۰۲۶.
[۱۱] وری، فردریک و جانسون، چارلز اچ. «جنگ ایران، آزمونی برای کشورهای خلیج فارس». نشریهی Emissary، بنیاد کارنگی، ۲۳ آوریل ۲۰۲۶.
[۱۲] ایتزچاکف، دورون. «سیاستمداری ایران: شکلدادن هویت و پیکربندی شناختی با هدف چالشهای انسجام اجتماعی». مؤسسهی بینالمللی مبارزه با تروریسم، ۲۰۲۵.
[۱۳] ریسینژاد، آرشام و ریسینژاد، آرش. «مرحلهی بعدی جنگ با ایران: زیرساختها بهمثابه میدان نبرد؟». اندیشکدهی صلح و دیپلماسی، ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶.
[۱۴] مظهری، محمد. «پس از جنگ، ایرانیان نیازمند یک قرارداد اجتماعی جدید هستند». مؤسسهی استیمسون، ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵.


نظر شما :